و نراهُ قریبا

آمدنش را قریب می بینیم...

آمدنش را قریب می بینیم...

و نراهُ قریبا

بسم رب الزهراء

سلام...

شاعر میگه:
من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟

**
اینجا سعی میکنم چیزی بنویسم که برای دیگران مفیده، از روزنوشت ها تا خاطرات و دغدغه ها... گاهی هم برای گفتگو و یا به نتیجه رسیدن، مطلبی رو منتشر میکنم.
اگر براتون مفیده بمونید و بخونید.
باعث افتخاره بنده است که محبان حضرت مهدی(عج) اینجا تردد می کنند.
*
همه ی نظرات برام ارزشمندند و میخونم اما ممکنه نتونم برای همه شون پاسخ بنویسم...پیشاپیش اطلاع میدم که یه وقت بی احترامی از جانب بنده تلقی نکنید...


۱۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

گفت و گو 4---مصداق منافق

در حرف از 

علی می گوید 

در عمل شیعه

معاویه می شود ...


---
یادمه مدتها درگیر این بودم که منافق یعنی چی...اینکه میگن حرف و عمل منافق مطابقت نداره خب پس من هم منافقم! چون حرفم مبتنی ب کلام معصومینه اما در عمل هیچ!

تا اینکه توی یک تحقیقی در حوزه ی دعای مکارم الاخلاق  برخوردیم به عبارت : و هب لی صدق الهدایه.و سوال شد «صدق» به چه معناست؟؟

جواب: اگه کسی حرفی رو بزنه طبق علمی که داره،اما حرفش مطابق عملش نباشه،در سخن صادقه اما صدقش تام نیست.(میشه مثل ما، که علم داریم چیزی درسته،اما عملمون به اون خوبی نیست که مطابق علممون باشه،البته این با عالم بی عمل فرق داره..)

 ولی اگه کسی سخنی رو بگه که مطابق با واقع هست،اما خودش بهش اعتقاد نداره این میشه دروغ..که خدا درباره این دسته که منافقین نام دارند،می فرماید:
و یقولون بافواههم ما لیس فی قلوبهم.[سوره آل عمران آیه 167]
یعنی اینها اصلا حرفی رو که میزنن قبول هم ندارن، پس منافقند و دروغ گو.
اما امثال که به صحت حرفی که می زنیم معتقد هستیم اما هنوز عملمون مطابق باورهامون نیست،صادقیم اما بطور ناقص.


حالا عالم بی عمل کیه؟
عالم بی عمل کسی است که یه سری باورها و اعتقادات درستی داره اما کلا قصد انجام و عملی کردن این اعتقادات رو نداره..

---

پی نوشت:
اللهم الرزقنی شفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدقٍ عندک مع الحسین و اصحاب الحسین....

رزق معنوی

هــرکجا حدیثی، آیه ‌ای، دعایی به دلت خـورد،
بــایســت؛
مبـــادا یک وقــت بگـــذاری و بـــروی،
صبــــــر کـــن؛

"رزقِ معنـــوی" خیلی مخفــی ‌تــر از رزقِ مــادی است؛
یــک نفــــر از دری، دیـواری می‌گویـــد . ..

و در حقیقت خـــداســت
کــه بــا زبــان دیــگران با شــما حــرف می‌ زنـــد ...


┘◄ "حاج اسماعیل دولابی"


----



با که هم سفره شدی امشب را..؟

دم افطار که بی تاب تر و تشنه ترم
می شوم غرق علمدار، عمو، آب، حرم

بعد یاد تو می افتم که غریبی آقا
تو کجا دعوتی افطار؟ چرا بی خبرم؟

---
می شود کودکان یمن غلتان در خون، گرسنگان زیر آسمان شهر، و آوارگان را که تمام روز زیر آفتاب داغ، از زباله دانی ها، پی کسب نان اند و روزی، ببینم، اما...
اما بتوانم زیر باد کولر بنشینم و موقع افطار که بهترین لحظه ی اجابت دعاست،با آسودگی بخورم و بنوشم و از تو بگویم..از تویی که فرزند مردی هستی که یتیم نوازی و دستگیری اش، مثال زدنی است...فرزند علی..
چگونه این ◀من▶ می تواند از تو بگوید..
ای کاش در این روزه داری ها، کمی به یادمان باشد که تا تو نباشی، هیچ چیز درست نمی شود...

کاش بدانیم که اگر همگی به اندازه ی یک تمنا تو را بخوانیم، خواهی آمد...

ای کاش....

یا مهدی( عج )



با که گویم راز دل را..؟

با که گویم راز دل را؟ کس مرا همـــراز نیست
از چه جویم سرّ جان را، در به رویم باز نیست

نــاز کن تا می توانی، غمــزه کن تا می شـود
دردمنــــدی را ندیدیم عاشق این نـــاز نیست

حلقه ی صوفــی و دیـر راهبم هرگــز مجـــوی
مرغ بـال و پــر زده با بــاز ،هم پــــرواز نیست

اهـل دل عــاجز ز گفــتار است با اهـل خــــرد
بی زبان با بی دلان هرگز سخن پرداز نیست


سر بده در راه جانان،جان به کف سرباز باش

آن که سر در کوی دلبر نفــکند سرباز نیست

عشق جانان ریشه در دل دارد از روز الســت
عشـــق را انجــام نــبوَد چون ورا آغـاز نیست

این پریــشــان حالی از جام بــلــا نوشــیده ام
این بلا تا وصــل دلبــــــر بی بلا دمساز نیـست






امام خمینی(ره)


-----

+ ماه رمضونتون پر از عطر یاس...



گاهی،جمله ای باید!

*

ا
گر درس کربلا چیزی جز مبارزه بود،
وعده ی گندم ری،
وفا می کرد...


*

هر که با تو آشنا شد...


هر که با تو 

آشنا شد 

با غیر تو

نا آشنا شد ...


-----

چندی پیش بنده این نوشته رو خوندم و با کلی سوال مواجه شدم که اگر مخاطب این نوشته «خدا» هست،(که هست)،پس غیر تو (غیر خدا) شامل چه افراد و چه چیزهایی میشه؟؟؟

مگه حقیقت همه ی مخلوقات خدا نیست؟ پس غیر خدا یعنی چی؟؟

نویسنده ی این نوشته در جواب بنده فرمودن:چیزی که آدم رو از خدا غافل می کنه.


و بعد سوال بعدی پیش اومد که وقتی متن و بطن همه چیز خدا هست، مگه وجود داره چیزی که آدمی با دیدنش نتونه به خدا نزدیکتر بشه..(و موجب غفلتش بشه)

اصلا معنای بی خبری که عرفا میگن چیه؟


---


کسی میتونه کمکم کنه به جواب برسم؟؟



والاتر از نگاه

گاهی چشم هایم را دور می کنم از آدم ها

عقب تر می روم

عقب تر از خودم

و بالــاتـر

آنقــــدر دور می شوم،

تا ببینم کوچکی ام را

و کوچکی دنیایم را

و کوچکی آمالم را


گاهی جدا می شوم از بندهای وجود

تا ببینم آنچه را که «هست»

و آنچه را که دیدنی ست


گاهی،

شاعر می شوم...
..



93.11.1


*

وحدت میان امت اسلام/مجتبی حاذق

دست از زمین بردار ، آدم را هوایــی کــن

خیری نخواهــی دید از این خوشـه گندم ها

بیـن تـو و بیـن زمین هیــچ ارتباطی نیست

دنیــای ما پـــر بـــوده از ســوء تفــاهـم ها

 

تو از خدا هستی و بی شک مقصدت عرش است

از یــــاد شـایـــد برده ای عهــــد الــســـــتـــت را

راهی که خواهی رفت بی شک راه دشواری ست

در دســـــت هـای یک نفــر بــگـذار دســـتــت را

 

این ســو که ما هستیم باید خوب دقت کرد

پیداســـت وقتی مشتترک هستند دشــمن ها

با دوســتان بایـــد مـــــدارا کرد و راه آمد

ســـودی نخواهد داشت این دشـنام دادن ها

 

باید مـدارا کرد ، تا فــــردا چه پـیـش آید

امروز جز انجام این تکلیف کاری نیست

آن روز می آیـد که می بـیـنـیـم در دنیــا

دیگر خبـــر از انـفـجارِ انتحاری نیــست

 

اما اگــر دسـتان مـــا از هـم جـدا افتـــاد

آن وقـت طــــوفــان مهـیـبـی راه می افتد

این رابطه تبدیل خواهد شد به درگیری…

مابیـن ما جنــــگ صلــــیبی راه می افتد

 

دیگر برادر با برادر جنـــــگ خواهد کرد

این است حکمِ شرعیِ اسلامِ بعضـــــی ها

چشم خودت را بـــاز کن -دارند میخندند-

شیرین نشسته جنگ ما در کامِ بعضی ها


راه سبزِ رو به تو

واژه ها را سپرده ام به باد،
 
تا برساند به تو...

شاید که شعر شد،

احوالم...



---



**

سلام ..

با دستانی پر برگشتم.


منتظر نوشته های ادبی و غیرادبی ما باشید...(ان شاء الله)


**



سلام...

این نوشته خیلی مهمه...

تا انتها بخونید و حتما نشر بدید..باور کنید ضرر می کنید اگه انجام ندید،هر کــاری رو که از دستتون برمیاد...خصوصا دوستانی که زبانشون خوبه درنگ نکنن.

بسم الله.

----------


به گزارش پایـگاه جوان انقلابی ؛ سعید قاسمی از فعالان شبکه های مجازی نوشت: از سید امید، یکی از دوستان اینترنتی ما که نزدیک به هشت سال است در کشور بلژیک مشغول بتحصیل است درخواست کردیم تا پیرامون تاثیرات نامه ی مقام معظم رهبری در اروپا برای ما تعریف کنند و ایشان به دو نمونه اشاره داشت:

ـ

سلام دوستان. خواسته بودید تا از آنچه در خصوص این نامه در اروپا از ابتدای انعکاس آن رخ داده، اطلاعاتی به دوستان دهم .

چه کسی باور می کند اینجا در قلب اروپا ، هزاران کیلومتر دورتر از جایی که فرزندی از سلاله پاک نیکان و شجره پاک اهل بیت نامه ای را به نگارش درآورده، چه چیزی در حال رخ دادن است . یکی از همکاران مسلمانم در بیمارستان از اتفاقی که چند روز پیش برایش رخ داده بود چنین نقل نمود :

“چند روز پیش بیمارم در حالیکه در حال ترک اتاق بود رو به من کرد و با لهجه خاص فرانسوی سوال نمود : شما مسلمان هستید دکتر! امکان دارد که کتابی را به من قرض دهید! فقط چند روز! با تعجب پرسیدم چه کتابی؟ جواب داد: قرآن. چند لحظه بدون هیچ حرفی نگاهش کردم،ادامه داد:

“چند روز پیش ایمیلی از یکی از دوستانم دریافت نمودم که در آن ضمن انتقاد از مسلمانان اشاره نموده بود که اخیرا رهبری مسلمان نامه ای را به جوانان اروپا نوشته است. تمام مدت با خود می اندیشیدم که چگونه پس از حمله به دفتر نشریه ای در پاریس آنهم توسط مسلمانان، این رهبر جرات نوشتن چنین نامه ای را به خود داده است ! چه چیزی در این نامه نوشته شده ؟ حتی در طول شب این فکر رهایم نکرد.

ـ نیمه های شب برای خوردن داروهایم بیدار شدم و بعد سعی نمودم تا متن نامه را در اینترنت پیدا کنم.

نامه از رهبر ایران علی خامنه ای بود . نامه را به دقت خواندم . حس عجیبی داشتم . نامه ای که در آن خواسته شده بود تا مستقیما از کتاب آسمانی مسلمانان ، دین اسلام را ببینیم. نامه “تلنگر عجیبی” به ذهن وارد می نمود . در واقع برای من جالب است که یک رهبر مذهبی اینبار بدون هیچ تعصبی همگان را دعوت می کند تا خود به قضاوت و بررسی یک دین بنشینند. این بهترین راه شناخت است . البته من یک مسیحی هستم ولی دوست دارم تا بدون هیچ واسطه ای بدانم خدای مسلمانان از آنها چه خواسته . حالا اگر ممکن است کتاب دینیتان را چند روزی به من قرض دهید !

نمی دانستم چه باید بگویم . رو کردم به او و گفتم حتما تا فردا نسخه قرآن با ترجمه فرانسه را به شما هدیه خواهم داد…

وقتی مریض اتاق را ترک کرد با خود فکر می کردم که این نخستین بارقه های انقلاب فکری ای است که سالیانی پیش رهبر ایران نوید آن را در اروپا داده بودند…”

بله دوستان، شاید باورش کمی سخت باشد اما انقلابی دیگر در حال رخ دادن است . اینبار در اروپا...



گاهی هم قضیه اینطور میشود


امروز در ملاقات با یکی از اساتید یکی از دانشگاههای بلژیک ، وی را عصبانی یافتم . علت را جویا شدم. وی پاسخ داد: نمی دانم چرا غرب یک اشتباه را دوبار تکرار می کند . آنها نباید به (امام) خمینی اجازه خروج از فرانسه و بازگشت به ایران را می دادند . نتیجه آن انقلاب اسلامی شد . امروز هم نباید اجازه ورود نامه اخیر رهبر ایران به اروپا و نشر آن را می دادند. قطعا باید در انتظار چیزی شبیه به انقلاب ایران در اروپا باشیم “


در پاسخ به وی با تبسم گفتم : خب این هم نوعی فریدم آو اسپیچ (آزادی بیان) است منتها شما فقط آزادی بیان را در کاریکاتور کشی از مقدسات می دانید . چرا اینقدر نگران هستید ؟ نکند شما هم از نفوذ کلام رهبر ایران در هر انسانی و از هر ملیتی خبر دارید که چنین عصبانی هستید؟؟!!

نگاهی به ساعتش انداخت و گفت “باید به کلاسم برگردم” و از من جدا شد .

---

این است تاثیر کلام رهبری که دنیا از نفوذ کلامش به هراس افتاده است.