هیچ تلاشی پیش خدا گم نمیشه

انقدر زبان عربی رو دوست دارم
و انقدر شیرین و موجزه
آدم دلش میخواد حرفهاش رو با همون زبان بیان کنه...
*
چقدر گاها دلم میخواد براتون متن عربی بنویسم...
در هر زمینه ای...
البته تا الان تخصصش رو نداشتم،یعنی اگه مینوشتم خیلی ایراد داشت...
این روزها یه استاد باحوصله ای به هیئت علمی مون اضافه شده ما هم علاقه مند، بسی کمک مون کرد اشکالات متن هام رو بفهمم...

امروز یه متن خیلی احساسی درست نوشتم:)
یعنی بنظر خودم که خیلی خوب بود
همیشه آرزو داشتم انقدری بلد بشم که بتونم حرفی که میخوام رو بگم و بخاطر کم بودن دانش زبانی ام حرف هام محدود نشه...
خیلی حس بدیه آدم میخواد یه چیزی بگه اما زبان نمیدونه
حس میکنی لالی!
*
الحمدلله علی کل نعمة :)
*
قصد تعریف از خود ندارم جدا
این به اشتراک گذاری خوشحالیم بود...
*
کسی طالب و مایل باشه متن رو میذارم.

*
عنوان مطلب پندی است که همین استاد عزیز میگن و ما رو تشویق میکنن...گرچه معرف محتوای مطلبم نیست:)


.. مَروه .. ۱۰ نظر ۹ خوشم اومد

دانشجو باید سیب زمینی نباشد!

میگن تو بهشت استادها میگن اگه خسته اید درس تعطیله
دانشجوها هم میگن نه خسته نیستیم،درس رو ادامه بدید.:)
*
فکر کن،تو بهشت یه کلاس درسی باشه استادهاش ولی خدا باشن
بعد تو هی سوالاتت رو بپرسی
حل کنی
بری عمل کنی،باز سوال برات ایحاد بشه
بیای بپرسی
حل کنی...
هی مقامت بره بالا...
چه خوب بهشتیه....
*
روز دانشجو به دانش جو ها،مبارک...
به غیر دانش جو های در رفت و آمد به دانشگاه هم مبارک...

باشد که روزی واقعا طالب علم بشیم و جویای دانش...

*
حاشیه نوشت: یه شعر عربی هست که مفهوما اینو میگه: هر چقدر دوست داری تهدید کن،کسی از صدای بال زدن مگس نمی ترسه.
خطاب به رژیم صهیونیستی
#کاخ_سفید_را_حسینیه_میکنیم
#قدس_واس_ماس
#و_نراه_قریبا
ان شاءالله...


.. مَروه .. ۸ نظر ۵ خوشم اومد

اگر دنیایی شود،سد کار میشود



نقل قول از همسر #شهید_محمد_مهدی_مالامیر_کجوری :
نوع تفکرش به نحوی بود که در همه موارد در زندگی طبق منویات مقام معظم رهبری عمل کند.
شاد و سرزنده و سخت کوش بود و هر هفته طبق برنامه ورزش داشت و برخی اوقات ساعت چهار صبح می‌رفت و فوتبال، والیبال، پینگ پنگ، بدمینتون، ورزش‌های رزمی بخصوص کاراته را انجام می‌داد و در شنا استاد بود و همیشه در مسابقات اول می‌شد.

.. مَروه .. ۹ نظر ۶ خوشم اومد

ستون یک هزار و چهارصد یعنی سلام آقا....

زیارت

به ورودی شهر کربلا که رسیدیم،نزدیک اذان مغرب بود
از همون ابتداش،مردم ایستاده بودن که زوار خسته از راه رو ببرن خونه شون...
دم غروب چه حااالی بود اول کربلا،خدا میدونه...
دو سه نفر گفتن مبیت، توجهی نکردیم و جلو رفتیم...

.. مَروه .. ۶ نظر ۶ خوشم اومد
بسم رب الزهراء

سلام...

شاعر میگه:
من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟

**
اینجا سعی میکنم چیزی بنویسم که برای دیگران مفیده، از روزنوشت ها تا خاطرات و دغدغه ها... گاهی هم برای گفتگو و یا به نتیجه رسیدن، مطلبی رو منتشر میکنم.
اگر براتون مفیده بمونید و بخونید.
باعث افتخاره بنده است که محبان حضرت مهدی(عج) اینجا تردد می کنند.
*
همه ی نظرات برام ارزشمندند و میخونم اما ممکنه نتونم برای همه شون پاسخ بنویسم...پیشاپیش اطلاع میدم که یه وقت بی احترامی از جانب بنده تلقی نکنید...


طراح قالب : عرفـــ ـــان ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم