اصل این عالم تویی

وقتی یه کسی داره یه گناهی انجام میده مثل غیبت
بعدم توجیه میکنه
واقعا فقط دلم میخواد پاشم برم اصلا نشنوم
اصلا نبینم دوستم رفیقم داره همچین عمل کثیفی رو واقعا، جلو چشمم انجام میده
میگم هیس
عه
ولش کن
به خودمون بپردازیم
یا سکوت میکنه
یا بقیه میگن راست میگه بی خیال
البته گاهی هم سکوت میکنم خوب نیست آدم همیشه به روی طرف بیاره که داره خطا میره،قبحش میریزه
گاهی باید بحث رو عوض کرد
مثلا یه سوال بپرسی
یه بعد دیگه ی قضیه رو پررنگ کنی
و...
ولی گاهی دیگه طرف میدونه غلطه ها
نمیخواد بپذیره
اصلا داره میسوزه تا نگه فلانی چقدر بده اه! راحت نمیشه....
و چقدرم بده اثر تربیتی این غیبت
که بجای روبروشدن با طرف،بجای گفتگو محوری،بجای پذیرفتن اشتباه خودمون، و خیلی چیزای دیگه که عامل خیلی از غیبت هاست، حرررف میزنیم......
و امان از این زبانی که آبروی کسی رو ببره....
با هر توجیه و عذر بدتر از گناهی....

خلاصه
گاهی وقت ها که نمیخوان سکوت کنن و منصرف شن از ادامه غیبت و میگن: بعدا بهش میگم یا این دلایل مسخره که میدونیم همه متاسفانه
دلم میخواد فقط گوشهام رو بگیرم
دوووور شم
دور
انقدر دور که یادم بره این رفیق خوبم
داشت غیبت میکرد
برم یه گوشه بشینم داد بزنم زار بزنم پیش خدا
که بگم خدایاااا
من چقدر توجیه مسخره آوردم تا حالا برات
چقدر درد داره توجیه کردن گناه
بگم خدایا
باور کن این بچه خوبیه
باور کن نمیخواست این کار رو کنه
اشتباه کرد
خطا رفت
بلد نبود مشکلش رو درست و اسلامی حل کنه
به دم دستی ترین راه حلی که شیطون جلو پاش گذاشت بها داد......
و.....
*
اسلام یک مجموعه ی کامل آموزه هاست برای آرامش روانی و هوش اجتماعی افراد...
هر جا که حالم بد بوده
کینه داشتم
عقده داشتم
میل به بدی داشتم
کوتاهی خودمه
عیب خودمه...
و الا بچه مسلمون رهاست
آرومه
بخشنده است
حسن ظن داره به آدم ها...
*
همین
برای گناه های همدیگه دعا کنیم
حال خودمون اول خوب میشه
ذهن خودمون اول درست میشه
نکنه یه وقت کسی رو با چشم گناهی که کرده ببینیم...!
جنبه ی تعامل اجتماعی مون رو بالا ببریم...

اینا رو به خودم دارم میگم
که سر جلسه
انقدر بهم ریختم از صدای تقلب بچه ها
و بی توجهی مراقب به گناه آشکار
و اینکه میدونم هزاااار هزار توجیه دارن برای این عمل که واقعا بر تربیت آدم هزاراان اثر منفی داره،
پاشدم رفتم بیرون
بعدا دیدم ای وای دو مورد یکی از سوالات رو جا انداختم....
ظرفیتم بهم ریخت
بعدم تا چندد ساعت حالم بد بود از رفتار بچه ها
همیشه انقدر جلو میشینم که نفهمم کی داره تقلب میکنه
که در دلم بیزار نشم از کسی
اصلا نمیخوام بشنوم کی چیکار کرده
اصلا نمیخوام بدونم چرا واسه یک نمره ی کاذب توی کارنامه این کار رو میکنن...
اصلا نمیخوام یادم بیاد حرف اون بنده خدا رو که تعجب کرده بود از ناراحت شدنم و میگفت اینهمه گناه ِ بزرگتر.....
عذر بدتر از گناه
عذر بدتر از گناه
خب دودش تو چشم کی میره عزیز من
کجا میره؟
من که درسم رو میخونم نمره ی خودم هم میگیرم
میخواد نمره اول کلاس نباشم،خب نباشم
میخواد استادها فکر کنن تو از من بهتری خب فکر کنن
خدا برای من عزت درست میکنه
خدا برای من کار جور میکنه
خدا به درس خوندن من برکت میده
خداست که داره این عالم رو مدیریت میکنه
هیچ ملاکی بزرگتر از این نیست
من به سهم خودم میرسم
ولو به ظاهر از سهم کذایی تو کمتر باشه
من به سهم خودم از همه ی این عالم میرسم
پس دودش فقط به چشم تو میره عزیز من
تو تنبل میشی
تو عادت میکنی به دروغ
تو عادت میکنی به متکی به تلاش دیگران بودن
تو راحت طلب میشی
تویی که بخاطر نمراتت عزیز میشی درحالی که از درون میدونی دروغه
تویی که به تمام عزت های دنیا بی اعتماد میشی و فکر میکنی اونها هم دروغیه
تویی که وقتی وارد بازار کار میشی یه فشار روانی شدید بهت میاد چون مهارتت کمه
تویی که حتی اگه فشار بهت نیاد و با پارتی کار مفت خودت رو گرون بفروشی نون حرام سر سفره ات بردی...
خودت ضرر میکنی
جگرم سوخت
از اینهمه ضرری که نمیدونی و داری به زندگی سالمت وارد میکنی....
جگرم سوخت....

چجوری بهت بفهمونم؟ :((((
*
دعای این مطلب هم میشه:
خدایا
سعه صدری بهمون بده که وقتی عیب دیگران رو فهمیدیم بجای نچ نچ کردن یاد عیوب خودمون بیفتیم،یاد خودمون بیفتیم
اونوقت بجای غرور،دنبال راه حل باشیم و تقصیرات خودمون.



پ.ن: میخواستم برای تقلب یه مطلب بنویسم،همینجا یکی شد با یه حرف دیگه.
نظرات رو باز کردم(اول بسته بود) اما حقیقتا دوست دارم اگر نظری هست گفتگو باشه،توصیفی نباشه...البته پاسخ نوشتن بنده ممکنه طول بکشه.
* یه بنده خدایی یه لینک برام فرستاد ذیل مطلبی که قبلا نوشته بودم«امروز آبروی اسلام رو بردم» فعلا بخشی اش رو خوندم،تلنگر خوبی بود. اگه خواستید تو کادر جستجو پیداش کنید لینک گذاشتن مشکله با این گوشی،معذرت

.. مَروه .. ۳ لایک
.. مَروه ..
قبول دارم که عنوان معرِّف متن نیست
و شاید یه چیز جداست
ولی بپذیریدش:)
.. مَروه ..
حاشیه بر متن
بیان خیلی قالب های خوبی داره
فقط یکم بی رنگ و لعابن همشون
نیاز به تغییرات دارن...
فعلا همینو داشته باشیم،تا بعدا قالب غیرریسپانسیو خوش رنگ و لعاب ایجاد کنم.ان شاالله
آشنای بی نشان
یه بنده خدایی بهم میگفت حد بذاریم برای گناهان
مثلا یکی گناهش اینه که دروغ میگه یا تقلب میکنه یکی هم میلیاردی اختلاس میکنه
میگفت اونی که اختلاس میکنه گناه بزرگتری کرده
به نظرم نمیشه اینجوری نگاه کرد کسی که خیلی راحت تقلب میکنه یا دروغ میگه اگه موقعیت اون کسی که اختلاس کرده رو پیدا کنه حتما اختلاس هم میکنه
اونی که از نمره اش نگذشته از میلیارد ها پول هم نمیگذره

+چه پیشنهاد خوبی که اینجور وقت ها یاد گناهان خودمون بیوفتیم
امتحان میکنم شاید آرامش بخش باشه

قضاوت که نمیتونیم کنیم کسی رو
ولی درست میگید،باید هشیار باشیم که گناه کوچیک تا بزرگش گناهه
کسی که سر چیزای کوچیک نتونه بگذره،گذشتن از بزرگترش سخت تره...

خداروشکر که پیشنهاد خوبیه

** دلژین **
سلام 
این خوبه که 
مورد داشتیم مراقب از برگه ی بقیه تقلب میرسونده :))
من یک بار تو دانشگاه مهندسی تقلب گرفتم ، اونم پسر بغل دستیم میخوند من مینوشتم :)) 
بعد نمره ها اومد شد ۱۳ ! من شدم ۱۶.۵ :)))) 
بیچاره جز و وزش درومده بود میگفت من خودممم دادم تو نوشتی ! تازه از منم کمتر نوشتی! شدی ۱۶ !!:))) 
تقلب کار بدیست 
دیگه دختر خوبیم و یادم نمیاد تو پزشکی امتحانام تقلب گرفته باشم :) 
البته اغلب پشت سری هام خواهش میکنن دستم رو باز بذارم و باز میذارم دستم رو که اگر تونستن ببینن...

سلام
یه بار یکی یه حرفی زد
دبیرستانی بودم
منو تکون داد
دیگه تقلب نکردم...
*
آری براستی که کار بدی است:)))
احسنت بر تو؛)

البته من دیگه اون خط آخر هم انجام نمیدم،بخاطر تنبل پروری و این حرف ها
ولی قبل امتحان  وقت میذارم توضیح میدم سطح نمره شون بیاد بالا

انـ ـــار
توجیه گناه صدبار بدتر از خود گناهه
آشنای بی نشان
اون بنده خدا بهتون چی گفته بود؟:)


کدوم بنده خدا؟

آشنای بی نشان
همونی که بهتون یه چیزی گفته که دیگه تقلب نکنید

واقعا میخواید بدونید؟

آشنای بی نشان
بله
جالب بود برام
همیشه برای من چیزهایی که بقیه رو دگرگون میکنه جالبه

یه سخن کلی بود و غیرمستقیم تا جایی که خاطرمه
سوم دبیرستان بودیم،یه محاسبه سرانگشتی کردن که آزمون های نهایی تون توی کنکور چند درصد موثره
و کنکور هم که توی نوع دانشگاه تون،درسی که میخونید و بعد شغل...
اگر نارضایتی دوستاتون تو نمره هاتون باشه،شما در تمام این مراحل دارید حق دیگری رو میخورید...
ممکنه درصدش خیلی کم باشه ولی به هر حال درصد داره
بعد ما نشستیم فکر کردیم
اگه با تقلب به نمره ای برسم که حقم نیست،یکی دیگه که بیشتر خونده هم تراز من بشه
بعد هم این روند رو ادامه دادم توی ذهنم...من با همین تقلب و حق خوری،برسم به شغل و درآمد
پول حرام ببرم خونه؟
اون موقع همین عامل کافی بود که کلا بذارمش کنار
و دیگران رو هم با تقلب رسوندن به این کار تشویق نکنم...
بعدها سایر پیامدهای منفی اش رو دیدم

بنظرم بدتر از همه اش همون روحیه تنبلی و تن پروریه
طرف با تقلب نمراتش خوب شده،حالا متوقع شغل خوب هم هست
دروغگو هم فراموش کاره دیگه،خودش نمره های دروغش رو باورش میشه بعد که با مهارت اندک و سطح سواد نصفه نیمش کار هم براش جور نشد،به تمام عالم و آدم فحش میده که حق منو خوردید و...

یا مجیب
سلام.
 من نمیگم امر به معروف نه. دغدغه ی اصلاح دیگران نه
سر جلسه امتحان مگه کاری میتونی بکنی؟ شرایط امر به معروف هست؟ پس چرا الکی حرص میخوری... حرص خوردن چیو درست میکنه در اون شرایط؟
میتونی یک دور دیگه مرور کنی مطلبو تو ذهنت نمره ی بهتری بیاری..موفق تر از دیگران بشی..
بعد اون تقلب چه اثر وضعی روی درس تو یا دیگران داره؟ اون آدم به نظرت متخصص میشه؟
یک حدیثی رو داشتم جایی میدیدم مضمونش این بود کاری ک با گناه پیش میره به جایی نمیرسه.
اما فکر اینکه چه بچه ی خوبی هستم که گناهو تشخیص دادم خودش گناهه
فکر کردن به گناه دیگری خودش گناهه
ما چادریا چند تا دوست مانتویی داریم و به خودمون تو دانشگاه جذبشون کردیم؟
اینکه خودبرتربینی داشته باشیم سر گناهی ک اون انجام میده و ما انجام نمیدیم گناهه
مگه ما کی هستیم؟
رفتم تو این رشته تا آدم ها رو کمتر قضاوت کنم و بیشتر ببینم و بشنوم
خدا به حضرت موسی گفت اگه میرفتی و یکیو جز خودت پیدا نمیکردی از پیامبری می آوردمت کنار...
چون که صد آمد نود هم پیش ماست.
مخاطبم فقط مروه نیست
به خودمم میگم

سلام

عُجب یه بیماری پنهانه که دائم باید مراقبش بود...
**

درمورد بقیه اش
لطفا بعدا غیر مکتوب با هم حرف بزنیم..
فقط اینکه
تو جمله ی ما چادریا تا آخر
یه خودبرتر بینی هست بازم بنظرم خواهرجان
میفهمم دغدغه ات رو
فقط
به این مورد هم فکر کن:
من مگه کی ام؟
که دیگران رو به «خودم» جذب کنم؟

کلا چیز خطرناکیه عجب
هی باید مراقبش بود

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم رب الزهراء

سلام...

شاعر میگه:
من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟

**
اینجا سعی میکنم چیزی بنویسم که برای دیگران مفیده، از روزنوشت ها تا خاطرات و دغدغه ها... گاهی هم برای گفتگو و یا به نتیجه رسیدن، مطلبی رو منتشر میکنم.
اگر براتون مفیده بمونید و بخونید.
باعث افتخاره بنده است که محبان حضرت مهدی(عج) اینجا تردد می کنند.
*
همه ی نظرات برام ارزشمندند و میخونم اما ممکنه نتونم برای همه شون پاسخ بنویسم...پیشاپیش اطلاع میدم که یه وقت بی احترامی از جانب بنده تلقی نکنید...


طراح قالب : عرفـــ ـــان ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم