همه جا تو...


هر جا میرم و هر حرفی میخونم انگار برای من نوشتن...
شایدم انقدر محتاجم به پاسخِ خدا، همه حرف هایی که میشنوم و میخونم رو جواب خودم میبینم و هر نگاهی به گوشه ای از نوشته ها دارم،
همه اش میشه جواب من...

یه پازل هزار تکه و یه سوال عمیق که آنچنان در ذهن و دل و جانم تنیده که بخاطرش دنبال این تکه تکه ها دارم میچرخم...

اما خوب یاد نگرفتم ببینم
میخوام پیام ها رو بفهمم ولی این شیطان درون لج میکنه
لج میکنه
نمیذاره جانم با پاسخ ها مواجه شه
نمیذاره بپذیرم قواعد و سنت های الهی این دنیا رو
قبول نمیکنه
زیر بار نمیره...


/ قاعده ی رنج و لذت رو درک نمیکنم.../

 از این میدان دائم مبارزه، بدم نمیاد
پیروزی آخرش خیلی دلچسبه
یکی دو بار پیروز بشی طمع طعم خوشش، سمت الهی درونت رو میکشهه برای جنگیدن با سمت منفی درون...
ولی خیلی سخته این رویارویی دو جناح...

خیلی...

به صحرا بنگرم،صحراته وینم
به دریا بنگرم،دریاته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعناته وینم...

میبینم،ولی اگه این سیاهی ضمیرم بذاره بپذیرمش...نمیذاره که...
میبینه، میفهمه، ولی زیر بار نمیره...
چون نمیخواد
چون به طلب های کوچیک گیر کرده،محدود شده...

خدایا راه نجات بهم نشون بده
خواسته ام رو چجور بزرگ کنم؟

میگم بیا این طلب کوچیک ما رو بهمون بده،بیخیال بشه، فکر خوبی نیست؟؟

*
پر حرف شده ام این روزها...


.. مَروه .. ۳ لایک
کاکتوس هستم
ان شالله همه چی خوب و رو به راه شه و صبور باشی همیشه :)

ممنونم خواهرجان...

خدا بهت خیر بده که برای دیگران خیر میخوای:)

.. مَروه ..
خط آخر رو دوباره خوندم، دیدم، مثل این مادرها شدم که وقتی با گریه زاری بچه شون مواجه میشن در برابر تقاضایی که به خیرش نیست،خسته میشن و چون صبور نیستن میگن بیا بگیر برو....

اما خدا صبوره...
خدا تربیت بچه اش براش مهمه

یا میخواد بفهمم این خواسته الان به صلاحم نیست
یا میخواد بگه این روش درستی برای خواستن نیست
یا...

الله اعلم.

شایدم من از اونهاشم که اگه این خواسته ام رو بدن مییرم و دیگه پشت سرمو نگاه نمیکنم
و این بدترین ضرره
حتی اگه خواسته ام خوب باشه و خیر داشته باشه،اما بخاطر این پیامدش خدا بهم نده.


گم نام
تعداد زیاد پستای وبلاگم نشون میده ما هم پرحرف شدیم این روزا:)

خصلت بهاره انگار...
رویش طبیعت موجب رویش واژه و فکر و نگرش شده...

خورشید ‌‌‌‌
گرفتارِ خطِ آخر شدم...
و بعد کامنت خودت رو دیدم...
گرفتارتر شدم

+ بسپر دست خودش

...


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم رب الزهراء

سلام...

شاعر میگه:
من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟

**
اینجا سعی میکنم چیزی بنویسم که برای دیگران مفیده، از روزنوشت ها تا خاطرات و دغدغه ها... گاهی هم برای گفتگو و یا به نتیجه رسیدن، مطلبی رو منتشر میکنم.
اگر براتون مفیده بمونید و بخونید.
باعث افتخاره بنده است که محبان حضرت مهدی(عج) اینجا تردد می کنند.
*
همه ی نظرات برام ارزشمندند و میخونم اما ممکنه نتونم برای همه شون پاسخ بنویسم...پیشاپیش اطلاع میدم که یه وقت بی احترامی از جانب بنده تلقی نکنید...


طراح قالب : عرفـــ ـــان ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم