یه تجربه ی خوشمزه...

یکی از تجربه هایی که به حمدالله چندبار تکرار کردم و خوب بود رو میخوام براتون بگم:
*
وقتی خسته و گرسنه از دانشگاه برمیگردی بعد شدیدا دلت بخواد یه چیزی مثل پیراشکی بخوری بعد مغازه ی سر راهت میگه دیگه نمیارم:/
اینه که خودت آستین بالا میزنی...



میدونم خیلی مرتب منظم نیستند ولی خییلی هم خوبن:)
مهم اینه دوستشون داشته باشی و خوشمزه باشن...:)
اون یکی هم اون جلو ایستاده میگفت منو این شکلی کن...وگرنه اونم گرد میشد:)

تهیه اش سخت نیست:
خمیر آماده از نونوایی بخرید و در اندازه دلخواه در روغن سرخ کنید.
من قبلا همین روغن های سرخ کردنی رو میریختم این بار مخلوط روغن کنجد و روغن حیوانی(دنبه) ریختم...خوب بود،حتی بر خلاف تصورم پفش کم نشد.

تو یخچال هم می‌مونه آماده اش،حتی خوشمزه تر هم میشه...
ولی خمیرش خراب میشه اگه بمونه.

دیگه خودتون هم مستحضرید که میشه پودر کاکائو یا خود شکلات رو در آب جوش حل کنید و با شکر و یا در مراتب تخصصی تر با خامه همزده به عنوان کرم بریزید روش...
تصویر اون حالتش رو دارم،ولی بنظرم انتشارش غیر انسانیه... :)
بفرمایید خودتون درست کنید.
خیلی زمان نمیبره...
و تفریح خوبیه در مجموع:)

.. مَروه .. ۳ لایک
گم نام
این الان تیزرش بود؟:)

بله

گم نام
با اینجور پستا با احساسات مردم بازی نکنید:)

اگر ساده یا در دسترس نبود نمیذاشتم

گل نرگس
به به 

در کل دنیایی آشپزی و شیرینی پزی و قنادی دنیایی شیرینی هست لذت بخشه

نوش جونت دوستم:*

حیف که رژیم هستم :'(

بله:)

ممنونم

رئوف ..
باید جنبۀ تبلیغاتی رو هم رعایت می کردی. یعنی رویش حک می کردی: 
«پیراشکی مروه ای»
شاخه سیب
سلام.حالا من میگم خمیرشو خودت درست کن.چون خمیر نونوایی جوش شیرین داره تخم مرغم نداره. خمیر زدن برای دونات یا پیراشکی خیلییی آسونه! توی نتم دستورش هست خیلی راحته. 
خوشگل شدن...مزه هم که....

سلام
پیشنهاد خوبیه...

.. مَروه ..
نمیتونم بگم بدون هیچ میل نفسانی این مطلب رو نشر دادم
اما باید بگم که اولش اگه برا هنرنمایی سوق داده شدم به نوشتن و ثبت خاطره،بعدش متن رو اصلاح کردم که فقط انتقال تجربه باشه و نخوام خودم رو از کسی یا چیزی برتر بدونم که خیلی ناپسنده در مرام اهل بیت...
یه مطلبی مدتها قبل نوشته بودم«عنوانی به ذهنم نرسید» که ذیل نظرات شما دیدم واقعا گاهی چاره اینه که نفس سیرنشوی پرتوقع رو گول بزنی و سرگرم کنی به سطح نازلی از اونچه که میخواد...
یا اینکه ظاهرا به حرف نفس گوش بدی و در باطن امر دنبال یه اثر مفید باشی...
حالا حکایت بعضی از این نوشته ها همینه.
شاید هم بشه به چاره های دیگه فکر کرد...
به هر حال باید یه پاسخی برای نفس پیدا کرد،اینکه کلا رهاش کنی خطرناکه،یا سوارت میشه یا انقدر سرکوب میشه تا یهو منفجر بشه و ... بیچاره بشی...
*
ورزش هم خیلی پدیده ی خوبیه برای کلا بهبود تعامل مون با نفس
چون سرگرمی مفیدیه و انرژی زیاد درون رو جهت میده و به تعادل میرسونه...
این شدت انرژی فکری و جسمی جوانی وقتی جهت بگیره،خیلی آسوده خاطرتر و منطقی تر میتونیم زندگی کنیم.

همین.
/حاشیه بر متن/

گم نام
در راستای حاشیه بر متن
خیلی خوبه که دغدغه نفستون رو دارید
چیزی که شاید خیلی ها بهش توجهی ندارن
بهار :)
در راستای حاشیه بر متن:)

یکم سخت میگیری البته این نظر منه
در کل از خوندن خاطره و تجربه ت لذت بردم و خوشحالم که اینقد ذوق و حوصله داری
امیدوارم بیشتر بشه و امیدوارم یه روزی همه مون شادیهامون رو نشر بدیم و نه غصه هامون رو:) در پناه حق

خوش اومدین

نه به حد متعادله برای خودم،حواسم هست البته که کم یا زیاد نشه:) ممنون که گفتی

لطف داری:)
بله خوبه نشر شادی ها:)

وجدان ___
اون جلویی باید کرم دار بشه احتمالا 

نیست متاسفانه

وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
اولا توروحت
دوما دستورش رو درست حسابی بنویس خب

اخ الهی...
آدرس بده بیارم برات اصلا....

اینی که اینجاست: از نونوایی یه «شونه» نون میخری
میذاری ش تو یه ظرف نسبتا گود،به اندازه دلخواه شکر توش میریزی ورز میدی تا خوب قاطی بشن(اگه میخوای اخرش شکلات یا خامه بریزی شکر نزن،بعدش هم که داغ از روغن در میاد میتونی با شکر یا خاک قند شیرینش کنی)
یه ماهی تابه کوچیک میذاری روی گاز، روغن کنجد و حیوانی میریزی،تقریبا سه سانت بشه ارتفاع روغن(برای همین میگم ماهیتابه ی کوچیک،تو شیرجوش نچسب هم میشه)
ومیذاری روغن داغ بشه
بعد یه سینی رو ارد پاشی میکنی،یه تیکه از خمیرت رو با دست یا وردنه روش صاف میکنی.(البته من اینجا بجای آرد روی سینی سبوس ریختم)
ما قالب و اینها نداریم،در یه ظرف بزرگ رو گذاشتم روی خمیرِ پهن شده و دورتادورش رو با چاقو بریدم
خمیر چون خوب ورز خورده نمیچسبه به قالبت، بعد یه درب بطری گذاشتم وسطش و باز دورش رو بریدم
البته اگه خوب فشار بدی خودش بریده میشه
بعد یکم روی دستهات جا به جا میکنی تا آرد روش بریزه و روغن خراب نشه
و میذاری اش تو روغن
زود هم سرخ میشه،پشت رو میکنی و بعد هم درش میاری
* این یادت نره که روی ظرف خمیرت یه در بذاری چون خشکی هوا باعث میشه ترک بخوره. اونوقت سطح پیراشکی ات صاف نمیشه

آخرش هم میتونی شکلات آب شده و شکر بریزی روش
و چیزهای دیگه ای که دوست داری
*در طول مدت تهیه اش کلا تو آشپزخونه باش،چون زود آماده میشه.

اینم توضیحات کامل
بدیهیاتش هم نوشتم دیگه

پاکان
عالی به ما سربزنید
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
دست شما دردنکنه
ممنون


سلامت باشید

خانم کوچیک
نمی‌دونم چه خطایی به درگاه خداوند مرتکب شدم که باید سر ظهر رمضونی چشمم بخوره به این پست /:
به هر صورت خیلی گیگیلی شدن اینا.
راستی سلام و دلبرماه مبارک.

سلام
ای وای من
باید یه متن بلندبالا بنویسم که این مطلب دیگه دیده نشه
البته فکر کنم عکسش رو گذاشتم تو ادامه مطلب.

البته شما احتمالا خدا رو خالصانه صدا کردین که سر ظهر ماه رمضونی این تصویر اومده جلو چشمتون اراده تون قوی بشه در برابر نفس:))

لطف دارین شما
بر شما هم مبارک باشه
خوش اومدید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم رب العالمین
سلام...


شاعر میگه:
من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟

**
سعی میکنم چیزی بنویسم که برای دیگران مفیده اما خیلی هم پیش اومده جهت گفتگو و یا به نتیجه رسیدن، مطلب مینویسم...
اگر براتون مفیده بمونید و بخونید.
باعث افتخاره بنده است که محبان حضرت مهدی اینجا تردد می کنند.
طراح قالب : عرفـــ ـــان ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم