و نراهُ قریبا

آمدنش را قریب می بینیم...

و نراهُ قریبا

آمدنش را قریب می بینیم...

و نراهُ قریبا

بسم رب الزهراء

سلام...

شاعر میگه:
من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟

**
اینجا سعی میکنم چیزی بنویسم که برای دیگران مفیده، از روزنوشت ها تا خاطرات و دغدغه ها... گاهی هم برای گفتگو و یا به نتیجه رسیدن، مطلبی رو منتشر میکنم.
اگر براتون مفیده بمونید و بخونید.
باعث افتخاره بنده است که محبان حضرت مهدی(عج) اینجا تردد می کنند.
*
همه ی نظرات برام ارزشمندند و میخونم اما ممکنه نتونم برای همه شون پاسخ بنویسم...پیشاپیش اطلاع میدم که یه وقت بی احترامی از جانب بنده تلقی نکنید...


می آییم...

چقدر شیرین بود فریادهای امشب

امشبی که خدا بزرگی اش را،

و آرامش این پناه بزرگ را،

در سایه سار انقلاب، نشانم داد....

فردا، به اذن الله، مشتی می شوم بر دهان دشمن،

می آیم،با قلبی آکنده از بغض و کینه

بغضی از آن روز که خبر شهادت پدر پنج قلوها در سوریه را شنیدم

آن روزی که خون دل مصطفی ها و شهریاری را ها با سیمان پر کردند

آن روزی که اشکهای دختر شهید تهرانی مقدم در فراق بابایش را دیدم،و شنیدم خاطرات یک یتیم پنج ساله را،

آن روزی که به علی خلیلی گفتند به تو چه ربطی داشت.

آن روزی که اشک های رهبرم را دیدم،

آن روز که تانک ها، پیکر مجروح مردان سرزمینم را شخم زدند...

روزی که چادر از سر زنان کشیدند

روزی که کف زدند و جشن سلطنتی گرفتند که مملکت را به بیگانه داده اند..

نه..

بغض من کهنه تر است...

بغض من شاید از آن روزی شروع شد که دختر علی را به بزم شراب بردند..

روزی که پیکر مطهر حسین زیر آفتاب کربلا..

شاید از آن روزی شروع شد که پدری نظاره کرد اربا اربا شده ی اشبه الناس پیغمبر خاتم را..

و شاید این کینه،دیرینه تر باشد..

شاید باز می گردد به کوچه ای تنگ،

مادری از جنس نور،

و یک پسر بچه...

شاید بازگردد به همان حقی که غصب شد

برگردد به اولین غاصب

برگردد به اولین امام...

به ریسمان و دست بسته ی علی..

*

فردا،با بغض و کینه راه خواهم افتاد

نه فقط برای آن که بگویم هستمم

نه برای آن که بگویم ایرانم را می خواهم

می آیم،با فریاد لبیک

تا بفهمانم، من، برای خون خواهی است اگر هستم در صحنه..

من، به یاد مظلومان عالم آمده ام

من، برای شکستن سکوت آمده ام..

من آمده ام تا جان بدهم؛ زندگی بدهم،

برای آمدن مولایم(عج)

فردا، به اذن الله، برای ظهور مهدی فاطمه قدم بر می دارم،

و با اهرم ایمان،رعبی در دل دشمن خواهم انداخت،تا یک صدا بسوزیم: یا لثارات الحسین

*

-----الله اکبر------

  • .. مَروه ..

نظرات  (۶)

  • پرواز سپید
  • سلام
    هیچ دقت کردی داریم با دلمون میرسیم به فاطمیه!
    به دفاع از ولایت...
    به دفاع از حریم انقلابی که پدرمون پیریزی کرد...
    و وا ابتاه از این روز ها...
    مراقب یادگار پدر مون باشیم
    پاسخ:
    سلام
    باید بخود جنبید..
    قافله داره اماده میشه
  • صحبتِ جانانه
  • انقلاب مبارک:)
    پاسخ:
    :)
  • شکرانه . . .
  • نمسدونم چرا! ولی نوشتت بغض داشت . . .

    +سلام بانو جان
    پاسخ:
    بله داشت...
    اصلا همش بغض بود

    +علیکم السلام عزیز.
  • چشم به راه
  • الحمدلله علی کل حال
    بله رفتیم
    و الحمدلله با شکوه تر از هر سال بود این حماسه حضور

    عیدتون مبارک
    پاسخ:
    الحمدلله.
    عیدشما هم مبارک
    سلام
    خدا را شکر به خاطر این همه بغض 
    به خاطر اینکه بی غیرت نیستیم، فراموش کار نیستیم
    خدا را شکر
    چقدر خوب بود 
    امسال فریادها پرشور تر بود
    خدا را هزار مرتبه شکر

    یاعلی
    پاسخ:
    سلام
    خداراشکر
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی